نوستالژیطور

یه صدایی اومد فک کردم باباست، کلید انداخته داره درو وا میکنه، دعوام میشه باهاش هر سری اینجوری ییهو بدون زنگ و ایفون درو وا میکنه میاد تو. بابا نبود ولی، درای خوابگاه سوراخ کلید ندارن اصلا، با کارت وا میشن. کاش بابا بود، کلید انداخته بود داشت بدون زنگ و ایفون ییهو میومد تو :(

کیونی

آخه اومدی خونم، اجیل تواضعمو خوردی، قلیونی که کول کردم از اون سر دنیا اوردم کشیدی، سوهان خوردی، برگ خشک شده ی بالای تقویممو مسخره کردی، کلی تب باز گوگل کروممو مسخره کردی، ویبره ی گوشیمو چک کردی بعد دادیش دستم، ساعت خوابیدن و بیدار شدنمو مسخره کردی، شیشه خالی بیر ای که کوفت کردی گرفتی دستت که ببری، رفتی سر یقچالم بی اجازه، داداش نره خرتو انداختی کلم که وقتی ددر دودوری ببرم بگردونم، با تنباکوی هلو گند زدی به ملافم،د بابا بمیر دیگه

استغفرلله :|

هر روز با آواز - دل‌م می‌خواندت

به تنهایی وارد فاز جدیدی در رابطه شدم، اون خبرم نداره تازه

:|


د گود، د بد، د مهوع

-خودش خودشو میزنه که من دیگه نزنم، تهوع اور.

-کی میگه سیاه و سفید نداریم، داریم اتفاقا، ذاتش سیاهه، ته تهِ دلش سیاهه، این گندارو ادم عادی نمیزنه.

--میگه اونشبو مو به مو یادمه، دوتا دوخیارو که میگم میگه من؟! کی چی کجا؟! بگزر برادر من، منو به بگم بگم ننداز، تو میدونی قضیه رو، من میدونم، الان دیگه اونیکی ام میدونه، ننه من غریبم بازیا رو دیگه واسه ما لازم نیس دراری، فعلا کارت گیر یکی دیگس، گود لاک!

چار روز

- صب کاغذه رو بدم ترجمه، اگه خیلی گرون بود برم انقلاب

-زنگ بزنم فرهنگیان اگه متخصص گوارش داشت وقت بگیرم بریم دکی ازمایش خون بنویسه واسه فرفر ببریمش تجریش واسه ازمایش نتیجه رو ببریم اونور، تازه اگه داشته باشه وقت

-زنگ بزنم خاله، بگم زنگ نزدم که ناراحت نشن و نشم، بگم به مامان جون نگین، زهرا رو بپرسم.

- زنگ بزنم به مهسا، حتما زنگ بزنم به مهسا، همینجور به سپید و اونیکی علف خرس!

- از تجریش کتری و قوری بگیرم که ببرم.

- گوشی خودم و مامانو ببرم قائم واسه روتینگ.

-بی بی بخرم، چیز کیک ام درست کنم چهارتایی بام مثلا.

-پیدا کنم پارک ارم بسته یا بازه، بود بریم نبود همون دنیای فولان

-چمدون بچینم به موقع ببینم چقد جا میمونه

-مامانو ببرم نظارت کنم موهاشو کوتاه کوتاه کنن

-روبالشی، حتما حتما

-باکس سیگار، چارتا، اسه سیلور حتما

-غزاله رو ببرم شهروند

-دوتایی بریم کافه هوکا گریه کنیم

دوست ندارم تنهایی ناراحت باشم، یو هو تو کام داون ویت می

*"داده ی پرت"شم، به جایی رسیدیم که چیزِ خوبیه این! "داده ی پرت" خیلی بهتر از "خوب"ه،

*اینجا واسه من همچنان بندر ست، اونجا جزیره مثلا. تشبیه خوبیه.

*روزا از لای انگشتام سر میخورن، مهمم نیست که چی میخورن، فقط باید یه خورده بیشتر پیشِ مامان باشم.

*میتونم همه چیو ول کنم، برش دارم بریم یه لونه بگیریم واسه خودمون، یه پلی استیشن، طبقه ی بازیاش، کمد فیلمام، یه کتری و قوری، چنتا بطری جیم بیم مثلا، با الاغم، درو ببندیم یه سال دیگه وا کنیم. 

فک میکنم میتونم.