خونه
- اينكه ما رفتيم اينارو اينجور نكرده، ما اينجا ميمونديمم سير مزخرف تاريخ اينارو اينجور ميكرد. - همه يه جور مزخرفن، تنهايي ام مزخرفه، زندگي ام ته و سرش نهايتا مزخرفه، هركي نهايتا اون مزخرفي كه واسش اسونتره رو انتخاب ميكنه، درست و غلط نداره، پايان خوش ام وجود نداره، همش يه مزخرفه. - از اينكه ادما زجر نكشن راه فراري نيست، از زجر كشيدن حيوونا ام، خدايي ام وجود نداره، ما پيچ و مهره هاي بي اهميت تكامليم، واسه يه چرخدنده كه داره فرسوده ميشه بايد دل سوزوند؟ - ديشب خواب ديدم، ميم مرده بود، ميم با يه دختري تو يه هتلي كه تو ايران نبود خيلي ناگهاني مرده بود، نميدونم چرا ولي دختره رفته بود و وسايل باقيموندشو دادن دست من، گريه ميكردم تو خواب، قرار نبود ببينمش ولي باورم نميشد ديگه هيچوقت نميبينمش، كيف پولش دستم بود، يه مجله ام بود، مجله رو نگاه ميكردم گريه ميكردم، معني خوابو نميفهمم ولي الان موقه نوشتن يادم اومد مجله از كجا اومده تو خواب، هر سري بيرون بوديم از جلو هر دكه اي كه رد ميشديم مجله هارو ورانداز ميكرد، قبل خواب حتما يه ساعت زمان مجله خوندنش بود، مثل درس خوندن، حتي مجله خوندنشم وسواسي بود. صب كه پاشدم حال خاصي نداشتم ولي تنها چيزي كه تو مغزم از بلندگوها اعلام ميشد اين بود كه ميم مرده، گوشي رو برداشتم رفتم اينستاگرام، مثل هميشه بود، عكس جديد ام نزاشته بود، احتمالا زنده است، ولي تو يه دنياي ديگه اي ميم يه جورايي هنوز اندسوايتايز من بود و تو اتاق يه هتل خاكستري مرده بود. - لاو ايز دد. - باورم نميشه، من شب عيد احتمالا نود و چهار ديدمش، تو خوابگاه خودم يكيو پيدا كرده بودم با نرمافزار، لباس مهموني تنم بود، موهامو با مصيبت و كج و كوله بالاي سرم فيكس كرده بودم، كفش پاشنه سه سانتي، يه خورده بيشتر ارايش، با يه كاپشن خيلي بلند، از ساختمون خوابگاه رفتم بيرون كه نفهمه منم از همون ساختمونم، از راهرو دست راست اومد سمت در ورودي، سرشو كه اورد بالا تا ببينه طرفش كيه مطمئنم همون يك فولانم ثانيه طول كشيد تا چشامون قفل شه رو هم، باورم نميشه هرچي يه سال و نيم بيشتره كه ميكشم از يه سري گيرنده و فرستنده ي هورموني از تو كلم شروع شده. - اخري خيلي چرند شد، ولي خيلي چيز نوشتني ننوشته تو كلمه ازين ادم، ازين ادمي كه هيچوقت دوم شخص نشد تو نوشته هام.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵ ساعت 22:50 توسط MoodyQa
|