کلاغِ کیون دریده
-ممنون که هردفعه بیشتر مطمئنم میکنی که کار درست رو کردم. هردفه که چیزی مینویسی یا اظهار نظری میکنی از درستی کارم و اینکه تو قابلیت عوض شدن و بهتر شدن رو نداری مطمئن تر میشم. عصبانیتت از خودم رو میفهمم، ولی مهم نیست راستش، "شین"ه که مهمه. با اینکه از همون دفعه ی اولی که بهم مسیج زد و پرسید حقش بود همه چی رو بدونه ولی من نکردم این کارو، فک کردم ممکنه عوض شده باشی،حقت باشه یه شانس "چند باره"، نگفتم، سعی کردم بشورم گند کاریاتو، تشویقش کردم برگرده، ولی قضیه اینه که گه رو هرچقدر که بشوری تهش بازم همون گهِ. تو اون روز حجت رو تموم کردی به من، به وضوح دیدم که همچنان همون ادمِ بدِ دروغگوی بی شرم و بی احساسی، حقِ شین این نبود. اگه من اولین کثافتو ازت واسش تعریف کردم، بقیشونو اون بعدِ چند روز واسه من تعریف کرد.
خوشحالم که ادمِ قوی ایه، خوشحالم که انقدر فهمیدست. اگه با اینکه خودت میدونی درست نیست ولی از مقصر دونستن من ارضا میشی بشو، مهم نیست، چون کلاغِ کیون دریده همچنان از خودش راضیه.
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ساعت 21:14 توسط MoodyQa
|