- رفتم که برم قایم شم، نظرم عوض شد ولی، معنی نداره، همینه که هست.
- دیشب زد به سرم، نشستم تنهایی یگامایستر زدم اهنگ گوش کردم، بعدم یه لیتر اب خوردم و مطمئنم شب که داشتم میخوابیدم ازین خط چشمای خیلی منهنیه گنده ی پر رنگ به چشام بود، که صب که پاشدم دیگه نبود :| و قضیه اش میره پیش قضیه دستشویی اوندفعه که اخرشم نفهمیدم چی شد.
- وقتی دقت کنی قشنگ معلومه چند وقت به چند وقت میرم تو اون مودی که ناراحتم و داغونم و عصبانیم و دپرسم و کله ی همه رو میخوام بکنم و کله ی خودمم میخوام بکنم، که البته لطف میکنم که قشنگ معلومه چند وقت به چند وقته، ولی بهتره این سری کله ی اون یه نفری که هر دفعه کلشو میکنم رو اقلا نکنم، نشون به اون نشون که ادمِ خوب توضیح بده ای نیستم. افرین، نکن.
- دیشب قبل یگا مایستر نشستم فیلمِ "فیلت" رو دیدم، که مشخصا اگه میدونستم نویسنده ی کتابش با مالِ "ترین اسپاتینگ" یکیه صد البته زودتر از این و با کله میرفتم میدیدمش. ولی ندونسته هم بعد دیدن فیلم خود به خود ادم مفهمه که اِ اِ اِ، این که همونه. و وای که چه فیلم خوبی بود این فیلم کثافت.
- اصلا خوب نیست شخصیت اصلی یه فیلمی که اسمش کثافته و خودش هم کثافته شبیه اندسوایتاز ادم باشه. (بله، درست حدس زدین، بازگشتِ اندسوایتایز!)
- امروزو تصمیم دارم روزِ قیمه بادمجون نامگزاری کنم، باشد که اینجوری انگیزه ی کافی واسه تکون دادن ماتحت و اقلا خیسوندنِ لپه هارو پیدا کنم.
- پس پریروزا خواب دیدم "یکی" همون کاری که من باهاش کرده بودم رو رو پیج فیسبوکم و به صورت پابلیک باهام انجام داده بود و تو خواب تا از خواب بیدار بشم و پاکش کنم همه دیده بودنش. خوابِ یه جوری ای بود.
- اینکه لیلا یه ماه دیگه میاد اینجا خیلی خوبه، اینکه "ر" بالاخره رفت و شب اخر که اومد خدافظی و نشسته بود منتظر که صفحه اول کتابشو بنویسم بدم بهش واقعا ویرد و بد و مزخرف بود و بقل اخر و خدافظی و حرفی که زد و گریه ای که اقلا من فک کردم میخواد بکنه خیلی گریه دار و غم انگیز بود. گفت: " اینجا هرچقدرم بد بود ولی خوبیش این بود که رفیقای..."، بقیشو چپ و پوله تو بقلم گفت نشنفتم چی میگه، فرقی ام نمیکرد، تا همینجاشم کافی بود.
- "خارج" باید یه ته داشته باشه، ینی از یه جا به بعد دیگه نشه خارج "تر" رفت، دیگه اینجوری نباشه که ادماتو از تو خارج بازم به خارج ببازی.
- فردا وقته ام آر آی امه، اگه گلاره باهام نیاد احتمالا کله ی تکنیسن فاشیسته رو میکنم. کاش این یکی ام نشه یه بدبختی مزمنِ دیگه :( هنوز کلی کوه و هایکینگ و داراباد مونده که من نرفتم.