*ت نویس یازده

-نفهمید اصلا، باس میفهمید خوب، برگردی بگی بلکه بچمو دیکته گفت رفته خوابیده دیگه ینی چی؟ ... حرف که زدم دلم تاریکِ تاریک شد، اینا هموناس، همون حرفا، فارق از زمان و مکان میگه، بی مو، با مو، تهران یا اصلا بخوم، ... از این به بعد همتون باید بم یگین خانوم میلا*ی

P.S

- من به چه جراتی اپشنِ وجود نفر سوم بالکل به مغزمم خطور نکرد حتی الاغ؟!

what comes after

-گند میخوره به رابطشون، واسه من مهم نیست، به من ربطی ام نداره، خوب کردم اصلا، چرا نمیکردم، حتی فک میکنم از اونی که شاید و باید ام حتی بهتر رفتار کردم، خوب گفتم، شستم همه چیشو، ولی گه رو مگه بشوری تمیز میشه، گه بودنِ گه تقصیر من نیست.

-معتاد میشم، مغزم دیگه بر نمیگرده سر جای اولش، یه ادمِ لش میمونم مزخرف میگم و مزخرف فک میکنم و شیش ترمِ میشم و بعدم میرم میشینم خونه ادامه ی همین وضع، میوفتم میمیرم.

- پامیشم سرِ جلسه میام بیرون، هر شیش تا امتحانو، اتوکد تری دی رو هم میبرم میکوبم تو سرش میگم ببر پرزنت کن واسه ننت، من نیستم. تهش همینه دیگه، ازین بدتر که نمیشه. رضا ام ترم دیگه یا میمونه، یا میره، بقیشون هم ، کی چی یادش میمونه اخه، مهمه مگه؟

-اپشنای خودم که معلومه:

1- انگولک نمیکنم به سختی

2- انگولک میکنم ولی راست حرفمو میگم

3- انگولک میکنم ولی مزخرف میگم، ادا در میارم، مثل قدیما، قبلِ اینکه خودش بگه، اون موقع که همین بود، چرا الان نباشه؟

اون چیا میتونه بگه؟ دو حالت داره، که من 2 رو بگم یا 3، اینجوری میشه:

1.2: بارم همون حرفا رو میگه، میگه نمیشه. من باز قاطی میکنم از نه شنیدن، قاطی تر از الان، بعد میخوام بروز ندم، میترکم خلاص میشم.

2.2 میگه اوکی، میشه، میخوام، ولی من اینجام اون اونجا، یا من اینجام اونم داره میره یه جا دیگه، اوضا گه تو گه میشه، باز باید راه دور باشیم، نباشیم، گریه کنیم، دلمون جر وا جر بشه، نتونم هیچی بگم که گریه نکنه یوقت. بدی نسیت، اکه واقنی بعدی تو کار باشه من حاظرم قبلش جر بخورم اصلا.

3.2 میشه همون سناریوی چتیم، بلیط خریده سوارِ هواپیماس ادرس خونمم غزاله نوشته گزاشته تو جیبِ این، عالی، گشنگ!

حالا ازونور:

1.3 من میگم دیگه گذشته رفته داداش صلوات بفرس و خودت دیگه چطوری و اینا، دو جمله جواب میده میره اونو دوباره روز از نو روزی از نو، به فُلان میره عینهو نه ماه پیش، عکس العملی که من ببینم هم نشون نمیده، من اینور فکر و خیال میکنم بادمیکنم دیوانه میشم میوفتم میمیرم، گند هم میزنم به امتحانام.

2.3 ندارد.

:|

*ت نویس ده


.Not sure to hate you or to help you

*ت نویس هفت

کل روزو گریه کنی، رد کنی،داغون باشی، بعدم بری یالا، هی بالا تر، شاید بگزره  

*ت نویس شیش

بارِ سفر ببندیم و انشالا فردا از شهر شهید پرورِ " چت گا" عازمِ اتبات "بیبلیو تک" شویم، باشد که رستگار شویم، که همانا این که که خوریا حالا یه روز، دو روز، یه هفته دو هفته، دِ لعنتیی شد سه مااه

*ت نویس شیش aka "where were you whe i fell from grace"

- خودمو داری گول میزنی یا منو یا چی؟

- چرا همه داغونیم اینجا؟

- این جکو جافارو این پسره از کجاش در میاره دو روز در میون میاره میزاره وسطِ وسطِ اعصاب من، اونم هیچکی نه "پرند"، اخه کثافت هیچی نه پرند اخه؟

- "پشیمونی؟" "نخیر، پشم ریزونم"

- من یه دفه دیگه باید از اول بیام این دنیا، وقتی رسیدم اون روز قبلِ کلاس فیزیک یک، کیونمو بگیرم اون سمتی که واستاده بودی دم پنجره، نبینمت. اونوقت الان تو این چتی نمیومدم به لایک به عکسِ چسکیت بزنم ارض*ع روحی روانی بشم از زور بدبختی.

- لا لا لا لا، لا لا، لا لا. دادار، دادادادار، دار دار ( paris to texas)

- بزن اون کانال

- میگه رسیدم به پوچی، واسه خاطرِ ننمه نمیکشم خودمو. برو دادا، برو اب قطه

- پارسال، پریروزش، میدونی چیا به من گفتی بیست و پنجمش؟ نمیدونی دیگه، منم تا دیشب نمیدونستم، خوندم عمیقا متوجه شدم یه سالِ ریدم یادم رفتتش، حالا برو لایک بزن

- پشتِ منزا، ساعت دو نصفِ شب، "ر" و "میم" جک و داف اق رضا و در و داف قدیم اق رضا و پافی "ح". هوا عاااااالی، اتیش بازی، ابسلوت، باد، اخرشم بارون تابستونی، پیاده تا خونه تو جنگل، تنها. تن ها.

 شبِ ضربتِ نود و دو

بخوم

مسچت

*ت نویس پنج

... ینی چی که یهو پاشی بپری اونسرِ دنیا، اگه قرار بود اینجوری کنیم که خوب باید بال میداشتیم از اول، این هواپیمارو بیخودی اختراع کردن، بیخودی، الکی، که سرتو بگیری بالا ببینی داره میپره، اینهمه دل و روده سوارِ، یه موقه هم بود سرتو میگرفتی بالا خبری از اینا نبود، دود بود فقط، سرتو میگرفتی بالا سرفه میکردی قشنگ، درستش همون بود، ... هی را بری اینور اونور بعد برگردی سمتِ چشمه ی کوایرنبورگ، دم خونه ممد، هی این بگه کویرم اون بگه کویرم، جی جی کلاب و بگن، این موقه ها اسونه همه چی، به هواپیماها ام که فک کنی تهش سه ثانیهس، بعدش یادت میره قشنگ، حتی خبر مبرا، درس و مشقِ پروژه اینیکی و پرزنتیشنِ اونیکی و این غزاله که رفته قایم شده، باز گند زده پاشده جم کرده در رفته، بهترین حالتش اینه که جم کرده رفته داره واسه یارو بیلیطِ یواشکی بگیره سوار طیاره بشه زود بیاد، تلفن زنگ بخوره پشت خط با یه صدای مرموز با یه حالتِ امیدوار کننده ای بگه "َشِ مِ" خودتی؟ ...مسچت ام اینجوریاس دیگه، دیگه فکرِ کانتینیوم نمیکنی، میگی گور بابای همه چی و همشون، چقدش مونده مگه؟ سی سال؟ سی سال دیگه ام بخواد اینجوری بمونه که خوب سرمونو بزاریم بمیریم سنگین تریم، آسه بیا آسه برو هی بگو این چی مگه، اون چی میگه، ببینه یچی نگه. ولقعا اصلا اینا چی میگن وقتی مامان خواب میبینه که از خواب که پامیشه واستادم بقلِ تختش، حرف که بزنم انگار از پشتِ گوشیه، بگم مامان اومدم بمونم، دیگه برنمیگردم. مادرِ من، من برگشتم، خیلی وقته برگشتم ولی هیچکی خبر نداره که... چی دارم میگم؟!