P.S
what comes after
-معتاد میشم، مغزم دیگه بر نمیگرده سر جای اولش، یه ادمِ لش میمونم مزخرف میگم و مزخرف فک میکنم و شیش ترمِ میشم و بعدم میرم میشینم خونه ادامه ی همین وضع، میوفتم میمیرم.
- پامیشم سرِ جلسه میام بیرون، هر شیش تا امتحانو، اتوکد تری دی رو هم میبرم میکوبم تو سرش میگم ببر پرزنت کن واسه ننت، من نیستم. تهش همینه دیگه، ازین بدتر که نمیشه. رضا ام ترم دیگه یا میمونه، یا میره، بقیشون هم ، کی چی یادش میمونه اخه، مهمه مگه؟
-اپشنای خودم که معلومه:
1- انگولک نمیکنم به سختی
2- انگولک میکنم ولی راست حرفمو میگم
3- انگولک میکنم ولی مزخرف میگم، ادا در میارم، مثل قدیما، قبلِ اینکه خودش بگه، اون موقع که همین بود، چرا الان نباشه؟
اون چیا میتونه بگه؟ دو حالت داره، که من 2 رو بگم یا 3، اینجوری میشه:
1.2: بارم همون حرفا رو میگه، میگه نمیشه. من باز قاطی میکنم از نه شنیدن، قاطی تر از الان، بعد میخوام بروز ندم، میترکم خلاص میشم.
2.2 میگه اوکی، میشه، میخوام، ولی من اینجام اون اونجا، یا من اینجام اونم داره میره یه جا دیگه، اوضا گه تو گه میشه، باز باید راه دور باشیم، نباشیم، گریه کنیم، دلمون جر وا جر بشه، نتونم هیچی بگم که گریه نکنه یوقت. بدی نسیت، اکه واقنی بعدی تو کار باشه من حاظرم قبلش جر بخورم اصلا.
3.2 میشه همون سناریوی چتیم، بلیط خریده سوارِ هواپیماس ادرس خونمم غزاله نوشته گزاشته تو جیبِ این، عالی، گشنگ!
حالا ازونور:
1.3 من میگم دیگه گذشته رفته داداش صلوات بفرس و خودت دیگه چطوری و اینا، دو جمله جواب میده میره اونو دوباره روز از نو روزی از نو، به فُلان میره عینهو نه ماه پیش، عکس العملی که من ببینم هم نشون نمیده، من اینور فکر و خیال میکنم بادمیکنم دیوانه میشم میوفتم میمیرم، گند هم میزنم به امتحانام.
2.3 ندارد.
:|
*ت نویس ده
.Not sure to hate you or to help you
*ت نویس هفت
*ت نویس شیش
*ت نویس شیش aka "where were you whe i fell from grace"
- چرا همه داغونیم اینجا؟
- این جکو جافارو این پسره از کجاش در میاره دو روز در میون میاره میزاره وسطِ وسطِ اعصاب من، اونم هیچکی نه "پرند"، اخه کثافت هیچی نه پرند اخه؟
- "پشیمونی؟" "نخیر، پشم ریزونم"
- من یه دفه دیگه باید از اول بیام این دنیا، وقتی رسیدم اون روز قبلِ کلاس فیزیک یک، کیونمو بگیرم اون سمتی که واستاده بودی دم پنجره، نبینمت. اونوقت الان تو این چتی نمیومدم به لایک به عکسِ چسکیت بزنم ارض*ع روحی روانی بشم از زور بدبختی.
- لا لا لا لا، لا لا، لا لا. دادار، دادادادار، دار دار ( paris to texas)
- بزن اون کانال
- میگه رسیدم به پوچی، واسه خاطرِ ننمه نمیکشم خودمو. برو دادا، برو اب قطه
- پارسال، پریروزش، میدونی چیا به من گفتی بیست و پنجمش؟ نمیدونی دیگه، منم تا دیشب نمیدونستم، خوندم عمیقا متوجه شدم یه سالِ ریدم یادم رفتتش، حالا برو لایک بزن
- پشتِ منزا، ساعت دو نصفِ شب، "ر" و "میم" جک و داف اق رضا و در و داف قدیم اق رضا و پافی "ح". هوا عاااااالی، اتیش بازی، ابسلوت، باد، اخرشم بارون تابستونی، پیاده تا خونه تو جنگل، تنها. تن ها.
شبِ ضربتِ نود و دو
بخوم
مسچت