لاو یو اِم.
Karma is a senseless Bi*ch
- بس که کارما کارما کردم با خودم، "سین" بود میگفت لفظ دادی! شاید پشت بندش یه "فازشو نگیر" هم میگفت :))
- یه هفته ای دنیا م کنفیکون شد، بالا ها اومدن پایین، پایینا بالا، همه چی درب و داغون شد و نهایتا یه جورِ عجیبِ سختی رفتن سرِ جاشون. نه بچه بودم نه ساده، نمیدونم چی بود، هااای بودم انگار، ولی اینهمه وقت؟ دقیقا کاری که تمرکزم روش بود که نکنم کرد بودم دو سال، یا سه حتی. خیلی بزرگ شده بود، همه چیمو گرفته بود، خوبی و بدی خودمم انگار با اون سنجیده میشد، با بودن و نبودنش حتی، که انگار نبودنش میشد تقصیرِ من، بدیام. عجیبه که کارم به تیمارستان نکشید هفته ی اخر امتحانا. کلی امتحان و جفنگیاتِ وحشتناک سخت و مامان و همه چی، بعد اینجوری:
1-اصرار/انکار/دعوا/ولم کن/ایگنور/گریه/"ر"/ 2-"ر"/ شک/گریه/"گ و سین"/"برگرد"/باشه/ 3-"مَد"/گند/امتحان 4-حرفای "ر"/حموم/؟/اره/گریه/گه/ 5-امتحان/گه/6-امتحان/گه/بی حسی
-داره بد میشه همه چی، اینجوری فایده نداره که هیچی، نمیخوام اصلا، نباید انقد عقب نشینی میکردم، به خودم بد و بیراه بگم، غیر روز 4 اشتباه خاصی از من نبود. به چه حقی دیشب رو کوفتم کرد؟ اینا باز داره میره تو فاز بهونه، داره دور میشه، بوی گه میاد، نباید این باشه، این بشه. یادم رفته همه چی، زر مفت بود حرفای تا قبلِ این یه هفتم، که خوب میشه، من نجاتت میدم!!! معلومه که چیز خاصی خوب نمیشه، همه توهمای رمانتیک فانتزی رفت کنار و دوتا ادم خاستری سیاه موندن، اگه نشه این رابطه تقصیر من نیست، اگه میگفتم خوب میشه همه چی اشتباه بود، داده هام کم بود، قرار نبود پشتِ اون ادم نامتعارف شکننده ی روانی یه پسرِ بیست و هفت ساله ی به شدت معمولی نشسته باشه. معمولی، با یه منِ خیلی معمولی. با یه رابطه ی سطحی معمولی. که کلی کار داره، کلی زحمت میبره حتی یه قدم جلو بردنش، فقط یه قدم حتی. شاید همین یه قدم هم نشه حتی، نتونم صبر کنم. واسه من شد "اِم"، همین، حال نکردی نه حرف بزن نه جواب بده نه محبت هیچی، خواستی فقط زنگ بزن، هرچی حال کردی. من چرا باید انقد برم عقب، یواشکی گریه کنم، داغون باشم جلو همه. اگه اشتباه کردم، حالا فهمیدم اشتباهمو، حتی عادلانش اینه که اقلا هفتاد درصد اشتباه کارِ من بوده، چیزی که خودم زیادی بهش داده بودم الان رفته کنار، خودش مونده، که کاملا به حق بعدِ اینکه یه سال ندیدتم حتی یادش رفته منو، .. نمیدونم، ولی باید زمان بدم، بیشتر صبر داشته باشم، هر روز، هر ساعت، و بیشتر از هر موقه ی دیگه ای خودم باشم، عقب هم میری خودت بخواه، به زور در نرو، از ترس واسه پاچه خاری، هیچی. محکم باش، رابطه اصلش همینه، همینقد سخت، همینقد ...
floating on layers of Goh
... is typing...