وقتی یارو عاروغِ عاشقانه ی بعدِ کوفتی که با طرفش خورده رو هم تو فیسبوک میزاره و واسش کپشنِ عارفانه عاشقانه فلسفس میزاره و شونصد تا لابک میگیره من کهیر میزنم، میخوام سرمو بکوبم تو مانیتور. یه هفتس پاشده کون مبارکو تکون داده رفته انگلیس، جرمون داده تو همین یه هفته، ما توله سگ بودیم سرمونو انداختیم پایین بی سر و صدا اومدیم و جلو ننه بابامونم ابرو داری کردیم اشکامونو قایم کردیم و اونور گیت اس ام اسی با طرفمون خدافظی کردیم؟ ما دل نداریم، شما رو فقط ریدن؟ به اونجام که هنو نرسیده عکسِ بقل بقلِ تو فرودگاهتونو گزاشتی با اشک و اه، به اونجام که بعدِ اینکه رسیدی کودوم کافه بودی، چی کوفت کردی، هتلت چه شکلیه، شور*ت چه رنگیه، به اونجام که هرکودومتون قبل رفتن اقلا ده تا پستِ نامه عاشقانه عارفانه ایتونو رو والِ هم تپوندین، به اونجام که عشقتون زبانزد خاص و عامه و کلی ام فعال اجتماعی سیاسی فرهنکی شخمی این، اقا جان به اونجای بابام، به اونجای مامانم، بکشین از ما بیرون اخه. ریدم به اون عشقی که تا نزاریش فیسبوک ارض* نمیشی بتمرگی سر جات. دِ بزارین با یه اعصاب اروم این نیوز فید رو بالا پایین کنیم یه دفعه اخه.